تفسير سياسي – چه شد كه اينطور شد

اگر با بازي شطرنج و  تخت نرد آشنايي كافي داشته باشيد حتما با واژه قرباني دادن آشنايي داريد. قرباني پياده- قرباني فيل – قرباني وزير!

در بازي ها مرسوم است كه گاهي مهره اي را كه در جاي خود ارزش چنداني ندارد براي كسب يك موقعيت برتر يا از بين بردن يك مهره فعال حريف قرباني مي كنند. در بازي شطرنجي كه مهره هايش  از  4 سال پيش در دست چيده شدن بودند- پر قدرت ترين مهره بازي يعني وزيرهمان جايگاه آقاي موسوي (رياست جمهوري) خودمان بود. مهره اي كه با وجود قدرت ظاهري زيادش جايي براي بازي نداشت زيرا رهبري و  مجلس و ساير منابع قدرت همه با او مخالف بودند و بعبارتي از حركت هاي اين مهره نيرومند جلوگيري كرده و مهره كم ارزشي  از او مي ساختند (مانند كاري كه با خاتمي كردند). چه اتفاقي بايستي مي افتاد؟ بايستي دامي چيده مي شد و لشگر سياه شطرنج را متقاعد مي كردند كه وجود اين مهره براي بازي آنها بسيار خطرناك است و زدن آن از نان شب واجبتر.

كمي از عقبتر بگويم:

دولتهاي غربي ايران را در موضع مسائل هسته اي بشدت زير فشار گذاشته و كار كم كم به جاهاي بحراني كشيده شده است لذا لازم بود و هست كه به طريقي با غرب سازش شود. اما مشكلاتي وجود دارند كه بايد حل شوند  :
1- دار و دسته مخالف دولت هر حركت سازشكارانه اي را پيراهن عثمان مي كردند.
2- طرفداران دولت كه نگاه عقيدتي به مسائل داشتند سر خورده شده و احتمال كاهش حمايت وجود داشت.
3- روحانبون فارغ از حكومت- حمله خود را متوجه دولت مي كردند.
دولت براي آزمودن و نظر سنجي موضوع از آقاي مشايي مي خواهد  در موضوع اسراييل اظهار نظري بكند. هدف از اين خواسته ارزيابي ميزان فشار مخالفان بود. اين كار انجام مي شود . فشار از طرف خوديها و نخوديها بالا گرفته و بسيار زياد است. پس قدم بعدي حذف بي سر و صداي مخالفين بشيوه هاي صلح آميز خواهد بود. بهترين شيوه آوردن راي بسيار بالا در انتخابات بعدي و اعمال فشار بر مخالفان با دستاويز تكيه به آراء مردم بود (24 ميليون راي). چند تا هم پرونده براي مخالفان احتمالي ساخته شد محض احتياط.
وقت انتخابات مي شود. بازي شروع شده است. برآورد مي شود كه مشاركت بسيار پايين خواهد بود لذا بايد بطريقي جامعه برانگيخته شود اين كار با برگزاري مناظره هاي تلويزيوني انجام مي شود. دولت بدون برنامه ريزي قبلي تصور مي كند كه بخش زيادي از آراء را بدست خواهد آورد بهمين دليل تدارك مناسبي براي تقلب در انتخابات نمي كند. مناظره ها آغاز مي شود. از همينجاست كه وزير سفيد شطرنج ناگهان بسيار خطرناك جلوه مي كند. در شبهاي آخر بنطر مي رسد كه وزير سياه در خطر از دست رفتن قرار دارد و تنها را ه آن زدن وزير سفيد است. به اين ترتيب  تنها راه نجات و برون رفت را تقلب بسيار گسترده (آنهم بدون آمادگي كافي) مي بينند.

مهره اي (وزير) كه از ابتدا طعمه اي بيش نبوده  دودستي تقديم لشگر سياه مي شود. سياه با شتاب و بدون فكر وزير سفيد را خورده و  مهره هاي خود را در وضعيت نامناسب و برنامه ريزي نشده و زير ضربت مهره هاي سفيد مي بيند . براي نجات خود از وضعيت پيش آمده شتاب آلود دست به حركات حساب نشده بعدي مي زند. و نهايتا زمين بازي را بطور كامل تقديم سفيد مي كند. حالا نوبت حركات حساب شده سفيد است. سفيد وزير ندارد اما پياده هايي را كه پيش از شروع بازي نداشت (مردم) حالا بطور كامل بدست آورده.. شطرنح بازي با پياده يكي از زيباترين بازيها در شطرنج است!.

( قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهري)

حركات سياه از اين به بعد فقط دفاعيست همه چيز خراب شده است پس سعي مي كند موقعيت خود را بازيابد. اما تازه آغاز كار مهره هاي سفيد است. هدف سفيد از ابتداي بازي گرفتن شاه سياه بوده است و  وزير خود را براي آن داده است.  سياه حركات شتاب آلود دارد و باز هم اشتباه  مي كند و يكي از مهره هاي  خود را بخطا تهديد مي كند! (خامنه اي). مشايي به معاونت رياست جمهوري برگزيده مي شود به اين قصد كه به خامنه اي نشان داده شود كه از اين پس رييس كيست . چرا؟

مقدمه :
ببينيم هدف شاه سياه از ابتدا چه بوده؟  هدف شاه سياه از ابتدا قبضه كامل قدرت به هر طريق ممكن بوده است. البته اگر مسالمت آميز و مشروع باشد بهتر است. يعني كودتاي نظامي خوب است ولي كودتاي سياسي بهتر است. چه كسي مي تواند مي تواند به يك كودتاي سياسي مشروعيت بدهد خوب معلوم است رهبر. پس سياه كودتا مي كند رهبر با عجله به آن مشروعيت مي بخشد (جرا با عجله – چون ميزان و نوع مشاركت مردم درست تخمين زده نشده بود. و هماهنگي هاي لازم صورت نگرفته بود و خطر خنثي شدن كودتا وجود داشت). كودتا تمام مي شود تعدادي از پياده هاي سفيد نيز كشته شده اند.

بنا بر فرضيه 1: خبر مي رسد كه اوضاع پيرامون رهبر ميزان نيست. يعني مهره هاي سفيد قصد برداشتن اين مهره را دارند سياه در اقدامي احمقانه تصميم مي گيرد  به سفيد نشان دهد كه اين مهره بي ارزش است.
بنا بر فرضيه 2: سياه از قدرت خود كاملا مطمئن نيست. بايستي يك قدرت سنجي ديگر انجام داد.
بنابر فرضيه 3: رهبر تحركات و خيالاتي دارد بايستي به او نشان داد كه كي به كيست.

لذا مشايي را به معاونت رييس جمهور انتخاب مي كنند. صداي كسي در نمي آيد! از روزنامه ها فقط كيهان خود را پاره مي كند. نمايندگان تقريبا ساكتند. از روحانيون چند تايي شلپ شلپ مي كنند. كساني كه فرمايشي به نماز جمعه مي رفتند و داد مي زدند براي اين هفته برنامه و  دستوري ندارند و نماز جمعه و تظاهراتش بي رونق است. در واقع كودتا تمام شده و رهبر هيچكاره است.

نمايش تمام شده است. مشايي استعفا مي كند! رييس جمهور با بي اعتنايي به رهبر مي پذيرد . (ظاهرا مشايي ولايت پذيرتر است تا رييس جمهور) اين يك بي اعتنايي كامل است. كفر كيهان درآمده و كفر مي نويسد (بر عليه ا.ن) به نظر مي رسد بو برده كه چه كلاهي بر سرشان رفته. حيف كه دير شده است.قدرت نمايي و جنگ داخلي در بين مهره هاي سياه تمام شده است. فقط مانده كلك سفيدها را بكنند!.

سفيد دست سياه را از قبل خوانده چندين بار به رهبر پيشنهاد مصالحه داده  كه  رد شده است. پس سفيد سازماندهي را شروع مي كند. از ابتدا مي داند كه كودتايي در كارست و  بازي را تا آخر خوانده. درس خود را هم خوانده يعني 4 سال وقت داشته كه بخواند و خوانده. سياستهاي سفيد از ابتدا سياستهاي مقابله با كودتاست. و مهمترين مهره دفاع در برابر كودتا مهره پياده است يعني مردم.

پياده ها بايستي سوارهاي كودتا را زمينگير كنند تا سوارهاي سفيد شاه كودتا را مات كنند.

شاه سياه كيست ؟

شايد مجتبي خامنه اي – شايد سرداران سپاه بهر حال خامنه اي نيست.

خامنه اي اين وسط چكاره است؟
خجالت مي كشم بگويم يك فريب خورده – يك بازنده. اگر با سفيد مصالحه مي كرد با احترام و سلام و صلوات احترامش را حداقل تا دم مرگ نگاه مي داشتند. حالا كه همچين كرده مي خواهيد باور كنيد يا نه احترام و سلام و صلوات سرش را بخورد بعيد مي دانم حتي به عمر طبيعي از دنيا برود.
اگر همين الان جاي رهبر بودم چه مي كردم؟
ضرب المثلي داريم كه مي گويد ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است. اگر سفيد بازي را ببرد رهبر حداقل مي تواند جانش را همراه با مختصري احترام ظاهري درببرد و البته رهبري مهبري را كه بايد فراموش كند. اگر سفيد بازي را ببازد كه بدا به حال رهبري.

برنده يازي كيست؟
هركس كه بيشتر فكر و برنامه ريزي كرده . از فكر خوب فقط انتظار نتيجه خوب داشته باشيد. سفيد.

مردم چه كاره اند؟

پياده هاي بازي شطرنج . بدون پياده امكان برد بسيار كم است. بهر حال رنگ پياده ها و سوارها هر دو سفيد است. پس جاي اميدي  هست.
حق مردم چه مي شود؟

در ميان و پايان بازي بايد از سوارهاي سفيد بگيرند.

خونهاي ريخته شده – شكنجه ها ؟

سر من هم كه نه سر پياز بودم نه ته آن شكست. بهر حال بازي اشكنك داره سر شكستنك داره. 168 نفر كه حتي تظاهرات هم نرفته بودند در يك سانحه مردند. 20 نفر هم در سانحه بعدي. احتمالا در پايان بازي بعضي مهره هاي سياه را مي گيريم باهاشان بولينگ بازي مي كنيم.

3 دیدگاه »

  1. sasan گفت

    تحلیل جالبی بود – از شما دعوت میکنم در این گروه عضو شوید و همکاری کنید
    http://groups.google.com/group/vatan88

  2. kavehp گفت

    تحلیل جالبی‌ بود. ممنون

  3. لادن بازرگان گفت

    من تفسیر شما رو خیلی‌ دوست داشتم. مرسی‌ از این همه وقتی‌ که گذاشتید تا ما رو شیر فهم کنید.

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · شناساگر دنبالک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.